رسانه‌های افغانستان و شکست جمهوری

وحید پیمان

این مطلب قبلا در کتاب ”مجموعه مقالات کنفرانس مبارزات مدنی زنان افغانستان در دفاع از حقوق بشر و تأمین صلح” از سوی اتحادیه‌ی صلصال سویدن منتشر شده است.

رسانه‌ها از بزرگ‌ترین دستاوردهای افغانستان پس از سقوط طالبان در سال ۲۰۰۱ میلادی بودند.
رسانه‌هایی که از بدو تولد تا سقوط جمهوری، تمرین مردم‌سالاری، مشق دموکراسی و مأموریت تقویت
آزادی بیان را به خوبی به پیش بُردند و تأثیر آن‌ها بر روشن‌گری در افغانستان را کمتر کسی می‌تواند
نادیده بگیرد. اما با‌ آن‌هم کمی‌ها و کاستی‌های متعددی که احتمالاً ناشی از نوپا بودن صنعت رسانه در
افغانستان بود، در مواردی نه‌تنها به سود دموکراسی جوان افغانستان تمام نشد بلکه گاهاً رفتار
غیرحرفه‌ای برخی از رسانه‌ها، ضرباتی را نیز بر پیکره‌ی دموکراسی در افغانستان وارد کرد. البته
سپردن مسؤولیت سقوط نظام جمهوری بر عهده‌ی رسانه‌ها آن‌گونه که حمدالله محب، مشاور پیشین
شورای امنیت ملی افغانستان بیان کرد، ناعادلانه است. سقوط نظام جمهوری در افغانستان عوامل
متعددی داشت. فساد اداری، رشد افراط‌گرایی، عدم تعهد مدیران ارشد حکومتی، نظام متمرکز، تبعیض
و در نهایت دخالت حریفان منطقه‌ای ایالات متحده عوامل درشت و کلانی بودند که نظام جمهوری در
افغانستان را با مرگ نسبتاً زودترس روبه‌رو ساخت. از دید من، نقدی که بیش از دیگر انتقادات بر
رسانه‌های افغانستان می‌توان موجه دانست، نقش غیر عامدانه‌ی آن‌ها در تبدیل شدن به بازوی
تروریسم در افغانستان بود.

وحید پیمان: روزنامه‌نگار ، سردبیر اسبق روزنامه ۸صبح چاپ کابل رئیس پیشین شورای مشورتی شهرداری هرات

در بین روزنامه‌نگاران در همه جای جهان، یک توافق نظر کلی وجود دارد. این‌که رسانه‌ها باید
بی‌طرف باشند و واقعیت‌ها را آن‌طور که هست انعکاس دهند و در واقع، گرایش‌های سیاسی و
عقیدتی خود را درج اطلاعاتی که قرار است با مردم به اشتراک گذاشته شود، نسازند. اما از سویی
دیگر، یکی از اصول کلیدی لیبرال دموکراسی، در قالب حکومت‌داری امروزی، تفکیک قوا به
شاخه‌های مختلف است که رسانه‌ها را به عنوان رکن چهارم دموکراسی قلمداد کرده است. مانند قوه‌ی
مقننه که قوانین را وضع می‌کند، قوه‌ی قضاییه که قانون را تفسیر و اعمال می‌کند و قوه‌‌ی مجریه که
اداره و عملیات حکومتی را انجام می‌دهد.

اما آیا در کشوری مانند افغانستان، جایی‌که میان یک نظام دموکراتیک اما ضعیف و فاسد و یک گروه
بنیادگرای مخالف دموکراسی نزاع خونینی جریان داشت، رسانه‌ها می‌توانستند مطلقا بی‌طرف باشند؟
آیا بی‌طرفی رسانه‌ها، دموکراسی نوپای افغانستان را با خطر روبه‌رو نمی‌ساخت؟ آیا رسانه‌ها میان
دموکراسی و بی‌طرفی مجبور به انتخاب یکی از گزینه‌ها بودند؟ آیا رسانه‌های افغانستان مسؤلیتی در
مبارزه با تروریزم داشتند؟ و در نهایت، آیا عمل‌کرد رسانه‌ها به ویژه پوشش روی‌دادهای تروریستی
در ساقط شدن نظام جمهوری در افغانستان تأثیرگذار بود؟
رسانه‌های افغانستان و پوشش عملیات‌های تروریستی
بقا و رشد یک جریان تروریستی علاوه بر عوامل دیگر بر تبلیغاتی که منتشر می‌کند وابسته است.
روی‌دادهای غیرمنتظره و خشونت‌آمیزی که عموم مردم به شنیدن، دیدن و خواندن آن جذب می‌شوند،
از اواخر دهه‌ی نود میلادی از سوی جریان‌های تروریستی در جهان افزایش یافت. معمولاً
تروریست‌ها برای به حداکثر رساندن تأثیر تبلیغاتی خود، حوادث دراماتیک را طراحی می‌کنند. با این
حساب، تروریسم و ارتباطات همیشه به طور جدایی ناپذیری با یک‌دیگر مرتبط بوده‌اند و تروریستان
برای دست‌یابی به اهداف خود، به دنبال ترویج اعمال خشونت‌آمیز برای مخاطبان هستند. آن‌ها دو
هدف کلی را دنبال می‌کنند. هدف نخست‌شان، ترویج افراط‌گرایی از طریق بازتاب و پوشش اعمال
تروریستی است و هدف دوم آن‌ها گسترش ترس در جامعه است تا مردم را مجبور به پذیرش قواعد
مورد نظر خود کنند.
تروریسم به عنوان تهدید یا به کارگیری خشونت علیه شهروندان برای اهداف سیاسی، مذهبی یا
ایدئولوژیک به وسیله‌ی افراد یا گروه‌هایی که مایل به توجیه همه‌ی ابزارها برای رسیدن به اهداف
خود هستند، تعریف می‌شود اما گروه‌ها و انجمن‌های سیاسی در دموکراسی راه‌های قانونی برای
دست‌یابی به اهداف خود را دارند. پس اعمال تروریستی همواره تهدیدی برای اصول دموکراتیک و
آزادی مطبوعات و بیان خواهد بود. در افغانستان رسانه‌ها با آگاهی از تلاش‌های تروریست‌ها برای
دست‌یابی به اهداف تروریستی باید از تبدیل شدن به بازوی تبلیغاتی تروریزم محافظت می‌شدند. یادم
می‌آید که در سال ۲۰۱۰ میلادی یکی از تلویزیون‌های خصوصی در افغانستان، حمله‌ی انتحاری به
یک مقر دولتی در کابل را به صورت زنده پوشش می‌داد. میلیون‌ها شهروند در خانه‌های خود در حال
تماشای تلاش‌های دولت برای مهار حمله و تلاش تروریستان برای رسیدن به اهداف تروریستی بودند.
نشر زنده‌ی چنین روی‌دادی از سوی یک رسانه، نه به حمایت از تروریستان اما به دلیل رقابت
غیرحرفه‌ای میان چند رسانه‌ی مطرح، انجام می‌پذیرفت.


چرا رسانه‌های افغانستان، علاقه‌مند بازتاب خشونت بودند؟

اکثر مؤسسان رسانه‌ها در افغانستان، هیچ رابطه‌ی مستقیمی با ژورنالیزم نداشتند. صاحبان بسیاری از
رسانه‌ها، بازرگانانی بودند که با اهداف تجارتی به تأسیس رسانه روی آورده بودند. کسب سود از طریق
رسانه مستلزم برنده شدن در یک رقابت تنگاتنک برای جذب مخاطب بود. ذوق نخست مخاطبین
رسانه‌ها در افغانستان – خبر، بازتاب روی‌دادها، برنامه‌های انتقادی و مصاحبه‌های چالش برانگیز
بود. به همین دلیل طی بیست سال گذشته، تمام فلم‌های سینمایی ساخته شده در افغانستان به تعداد انگشتان
یک دست نرسیدند و یا به روایتی بهتر، حتا یک فلم سینمایی قابل وصف در افغانستان ساخته نشد.
برنامه‌های فرهنگی، اقتصادی و آموزشی و اجتماعی نیز در افغانستان مخاطب چندانی نداشتند.

پر مخاطب‌ترین برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی در افغانستان چهار دسته‌ی زیر بودند:
۱. اخبار و برنامه‌های سیاسی
۲. سخنرانی‌ها و موعظه‌های دینی
۳. برنامه‌های تفریحی موسیقی
۴. برنامه‌های ورزشی به ویژه فوتبال و کریکت
اما به لحاظ آماری، میزان علاقه‌مندی شهروندان به اخبار و برنامه‌های سیاسی قابل قیاس با میزان
علاقه‌مندی آنان به دیگر برنامه‌های تلویزیونی نبود. هر علاقه‌مند موعظه، هر شنونده‌ی موسیقی و
هر بیننده‌ی ورزش نیز به شنیدن خبر و تماشای برنامه‌های سیاسی نیز دل‌چسبی داشت.
رسانه‌های داخلی افغانستان می‌دانستند که انتشار اخبار، تحلیل سیاست و بازتاب روی‌دادهای
خشونت‌بار، پر مخاطب‌ترین برنامه‌های رادیویی، تلویزیونی و حتا نوشتاری در کشور جنگ زده‌ای
مانند افغانستان هستند. هیچ رسانه‌ای در میان رسانه‌های مطرح افغانستان، علاقه‌مند نبود که از رقابت
در ارائه‌ی اطلاعات دست اول عقب بماند. در میان شهروندان نیز، رسانه‌ای که بیش از دیگر رسانه‌ها
موفق به ارائه‌ی اطلاعات در اسرع وقت می‌شد، رسانه‌ی موفق‌تری به حساب می‌آمد. مدیران
رسانه‌ها به مؤسسان رسانه‌ها پاسخ‌گو بودند و معمولاً عقب ماندن رسانه‌های داخلی از ارائه‌ی
اطلاعات فوری برای مؤسسان رسانه‌ها توجیه‌پذیر نبود، زیرا رسانه‌ای که نمی‌توانست اطلاعات را
به صورت فوری و به موقع منتشر کند، جای‌گاه رسانه‌ای‌اش به عنوان یک رسانه‌ی حرفه‌ای از یک
سو نزد مخاطبین زیر سؤال می‌رفت و از سوی دیگر بازار تبلیغات را به عنوان رسانه‌ای که کمتر از
دیگر رسانه‌ها سر زبان‌ها افتاده، از دست می‌داد.
البته، نشر برنامه‌های تند انتقادی نیز در وضعیت مشابهی قرار داشت. نزد عام شهروندان افغانستان
معمولاً رسانه‌ای مورد تمجید بیشتر قرار می‌گرفت که بیش از دیگر رسانه‌ها، گفت‌وگوها و
مصاحبه‌های انتقادی و چالش‌برانگیز تولید می‌کرد. طالبان تا سال ۲۰۱۰ میلادی، جنگ‌های چریکی
را به عنوان بهترین راه‌بُرد جهت دست‌یابی به اهداف خود، انتخاب کرده بودند. اما پس از تشکیل دولت
اسلامی عراق و شام «داعش» در عراق و سوریه، طالبان متوجه اهمیت تأثیرات تبلیغاتی – رسانه‌ای
در رسیدن به اهداف خود شدند. آن‌ها با الگوگیری از سیاست‌های تبلیغاتی داعش، ضمن حضور
پُررنگ‌تر در شبکه‌های اجتماعی، سیاست تبدیل شدن به خبر نخست در رسانه‌ها را دنبال کردند. به
گونه‌ی مثال، انجام حملات انتحاری در مراکز پرجمعیت و مسکونی در مراکز شهرها، هیچ توجیه
دیگری به جز ایجاد رُعب و وحشت از طریق رسانه‌ها و تشویق افکار عمومی به نقد عمل‌کرد دولت
نمی‌توانست داشته باشد.
در کنار پوشش روی‌دادها، رسانه‌ها بدون تردید مسؤلیت داشتند تا مصوونیت اجتماعی و روانی جامعه
را نیز مدنظر داشته باشند. حکومت، مطابق قوانینی که پیش از ظهور مجدد طالبان ایجاد شده بود،
نمی‌توانست رسانه‌ها را محدود کند و یا آن‌ها را وادار نماید که به جای گزارش‌های جنگ، از صلح
گزارش دهند.

نشر صحنه‌های خشونت، برجسته‌سازی جنگ و منازعات و دامن زدن به اختلافات قومی و زبانی،
علاوه بر این‌که به ترویج خشونت‌ها و تشکیل ذهنیت‌های خشونت‌پرور در افغانستان کمک می‌کرد،
به طالبان نیز کمک می‌کرد تا بیشتر سر زبان‌ها بیفتند و هر روز قدرت‌مندتر شوند. اما در این میان
رسانه‌های بین‌المللی حرفه‌ای‌تر عمل می‌کردند. زیرا در بیرون از افغانستان برای رعایت اصول
خبرنگاری، از کار آن‌ها نظارت صورت می‌گرفت. به گونه‌ی مثال، رسانه‌های بین‌المللی خبرهای
روی‌دادهای افغانستان را به عنوان خبر فوری منتشر نمی‌کردند، در ارائه‌ی آمار و ارقام از عجله کار
نمی‌گرفتند، اخبار سقوط ولسوالی‌ها را بدون اطمینان نشر نمی‌کردند. تصاویر بسیار خشونت‌آمیز
مانند تصاویر خون‌آلود را سانسور می‌کردند و برای حملات انتحاری از واژه‌ی حمله‌ی تروریستی
استفاده می‌کردند. اما وضعیت در رسانه‌های داخلی افغانستان متفاوت بود. در ده سال آخر حکومت
جمهوری، سقوط چند ولسوالی به دست طالبان از طریق رسانه‌ها مخابره شد که دولت افغانستان، آن را
رد می‌کرد. این اتفاق در مورد ولسوالی‌های هلمند چند بار تکرار شد. در بهترین حالت، رسانه‌ها
گاهی به نقل از طالبان خبر سقوط ولسوالی‌ها را نشر می‌کردند. آن‌ها در ادامه‌ی خبر تأکید می‌کردند
که دولت افغانستان تا اکنون در این زمینه واکنشی نشان نداده است، یکی، دو روز بعد از نشر این خبر،
ولسوالی متذکره به دلیل بار تبلیغاتی‌ای که به سود طالبان ایجاد شده بود، سقوط می‌کرد.
متأسفانه، آزادی بیان، مسیر تبلیغات را برای تروریست‌ها هموار می‌سازد. آن‌ها برای آگاه کردن مردم
در مورد عملیات و اهداف‌شان به آزادی بیان نیاز دارند. در واقع، آزادی بیان بهترین عرصه برای
کسانی است که می‌خواهند با روش‌های خشونت‌آمیز به اهداف خود برسند. رسانه‌ها به همین دلیل
متهم شده‌اند که بهترین دوست تروریست‌ها هستند. والتر لاکور- مورخ، روزنامه‌نگار و مفسر سیاسی
امریکایی توضیح می‌دهد که اگر تروریزم در عمل انجام می‌شود، موفقیت یک کارزار تروریستی به
طور قطعی به میزان تبلیغاتی که منتشر می‌کند، بستگی دارد. او باور دارد که اقدام تروریستی به خودی
خود چیزی نیست و تبلیغات است که تروریستان را به اهداف‌شان نزدیک می‌سازد. او تا آن‌جا پیش
می‌رود که استدلال می‌کند تروریست‌ها وجود خود را مدیون رسانه‌ها در جوامع لیبرال هستند.
رسانه‌ها به تروریست‌ها کمک می‌کنند تا یک درام هولناک را تنظیم کنند که در آن تروریست‌ها و
قربانیان آن‌ها بازیگران اصلی هستند و منظره‌ای از تنش و عذاب و وحشت ایجاد می‌کنند.
مردم و اهالی خبر و کارشناسان رسانه‌ای عقیده دارند، کسانی که نام‌شان تیتر خبرها می‌شود، قدرت
دارند. قرار گرفتن نام فرد در صدر اخبار یک دستاورد سیاسی بزرگ برای طالبان در افغانستان بود.


رسانه‌های افغانستان باید چه می‌کردند؟


پس رسانه‌ها در افغانستان باید چه می‌کردند؟ آیا باید اخبار مربوط به طالبان را نشر نمی‌کردند؟ آیا باید
دست به سانسور اطلاعات جنگ در افغانستان می‌زدند؟
از دید من، روزنامه‌نگاران از نظر اخلاقی موظف‌اند از اصطلاحاتی که در گزارش‌های خود استفاده
می‌کنند آگاه باشند. یک سازمان تروریستی، «یک ارتش» نیست. افرادی که قتل می‌کنند «دانشجو»،
«سرباز» و «مبارز آزادی» نیستند. کشتار غیرنظامیان بی‌گناهی که در معابر عمومی در افغانستان
کشته می‌شدند، باید با روشی گزارش می‌شد که افکار عمومی را متوجه عمل‌کرد اشتباه طالبان
می‌ساخت. تلویزیون خصوصی طلوع و یکی دو رسانه‌ی دیگر، در دو سال‌ آخر جمهوریت، به این
باور رسیده بودند که باید تأثیرات منفی حملات انتحاری بر زندگی غیرنظامیان را گزارش کنند. این

رسانه‌ها پس از انجام هر حمله‌ای که منجر به جان باختن غیرنظامیان می‌شد با فرستادن خبرنگاران
خود به خانه‌های قربانیان یا محل تدفین‌ قربانیان، گزارش‌های تأثربرانگیری را تهیه می‌کردند. همین
گزارش‌ها و نوع برخورد رسانه‌ای با حملات انتحاری، باعث شد که شمار انجام حملات انتحاری در
پایتخت افغانستان کاهش یابد یا دست‌کم انجام حملات انتحاری در مناطقی که غیرنظامیان آسيب می‌دیدند
به حداقل برسد.
بین پوشش اخبار و فراهم کردن بستر تبلیغاتی مساوی برای تروریست‌ها تفاوت وجود دارد. روایت
عینی روی‌دادهای تروریستی، خیانت به اخلاق ژورنالیستی است. تروریست‌ها به خاطر وحشی‌گری
خود مستحق هیچ جایزه‌ای نیستند. نشر روایت‌های عینی اخبار تروریستی، جایزه‌ی رسانه‌ها به
تروریست‌ها تلقی می‌شود.
مصاحبه‌ی خبرنگاران با اعضای گروه طالبان در حالی که اقدامات تروریستی در جریان بود نیز کار
نامناسبی بود. این نوع مصاحبه‌ها بارها در جریان اقدامات تروریستی طولانی مدت مانند حملات
انتحاری با سخن‌گویان طالبان در رسانه‌های افغانستان انجام می‌شد. مصاحبه در چنین شرایطی پاداشی
مستقیم برای اقدام خاص تروریستی در حال انجام بود و می‌توانست در تلاش‌ها برای حل بحران دخالت
کند. علاوه بر این، چنین مصاحبه‌هایی اغلب، منظره‌ی روی‌داد را افزایش می‌دادند، ترس را گسترش
می‌دادند، تلاش برای مهار روی‌داد را مختل می‌ساختند و بستری ساختگی برای بیان دیدگاه‌های گروه
طالبان فراهم می‌کردند.
در پهلوی همه‌ی این موارد، نرخ ارزان کار روزنامه‌نگاری در افغانستان باعث شده بود که خبرنگاران
حرفه‌ای از کار در رسانه‌های داخلی خودداری کنند. خبرنگاران غیرحرفه‌ای، عمل‌کرد غیر حرفه‌ای
داشتند. عمل‌کرد غیر حرفه‌ای در رسانه‌ها مطلقاً به ضرر دموکراسی و آزادی بیان بود. خبرنگاران
غیر حرفه‌ای با باریکی‌های کار روزنامه‌نگاری آشنا نبودند. آن‌ها تصور می‌کردند که
روزنامه‌نگاری و اطلاع‌رسانی به نقد عمل‌کرد دولت و بیان رخ‌دادهای جنگ خلاصه می‌شود. گاهی
برخی از خبرنگاران در برخی از رسانه‌ها حتا سواد کافی برای نوشتن یک روایت را نداشتند.
حملات تروریستی هیچ‌گاه، منحصر به افغانستان نبوده است. هرچند هیچ کشوری به پیمانه‌ی این کشور
به لحاظ آماری طی دو دهه‌ی گذشته، شاهد چنین حملاتی نبوده است. در بسیاری از کشورها با وصف
آن‌که در جای‌گاه بهتری نسبت به افغانستان در رده‌بندی آزادی بیان حضور داشتند، اما در زمینه‌ی
مخابره‌ی اخبار تروریستی محدودیت‌هایی وجود دارد. به گونه‌ی مثال، روزنامه‌نگاران و مردم در
صورت گرفتن عکس یا فلم از یک حمله‌ی تروریستی یا ارسال پیام‌های متنی یا صوتی در مورد
عملیات پولیس علیه تروریستان در سنگاپور، به دو سال زندان یا به جریمه‌ی بیست هزار دالری محکوم
خواهند شد.
به هر حال در پهلوی ده‌ها دلیل دیگر که بر مقبولیت طالبان و قدرت‌مند شدن این گروه طی دو دهه‌ی
گذشته کمک کرد، عمل‌کرد غیر حرفه‌ای رسانه‌ها نیز یکی از عوامل مؤثر به حساب می‌آمد‌.

Publicerat i مقالات | Lämna en kommentar

Firar Yalda ( Solnedgången )

Shabe Yald betyder dagens födelse. Det är årets längsta natt och en viktig och särskild tradition för alla människor i hela den persiska regionen.

Man firar Shabe yalda traditionsenligt i Iran, Afghanistan och Tajikistan med glädje och en mängd olika programaktiviteter. Eftersom Shabe yalda är en viktig tradition vill Salal förförandet furar den sedan 2018. Syftet är att vi vill skapa glädje och öppna upp en möjlighet för alla persisk talande, inte minst för nyanlända och ensamkommande. På programmet står musik, diktläsning och motiverande tal.

Vi har bjudit in Asef Soltanzadeh, en välkänd författare från Danmark att prata om sina verka och litteratur.

شب یلدابرگزاری شب یلدا، آیین مردمی است که مشتاق روشنایی‌اند و به پیروزی نهایی نور بر ظلمت باور دارند. ما هم به رسم پیشینیان‌مان آیین شب یلدا را در کنار هم سر می‌کنیم و همراه با دیگر برنامه‌های متنوع این شب، به حرف‌ها و قصه‌های نویسنده‌ی نامدار زبان فارسی «محمدآصف سلطان‌زاده» گوش می‌کنیم. همچنین خواننده‌ی خوش‌صدا و نوازنده‌ی توانای دمبوره «انور فاضل» دیگر مهمان بزم شب یلدای ما است

با احترام اتحادیه‌ی صلصال

Publicerat i اطلاعیه | Lämna en kommentar

قطعنامه تظاهرات نسل کشی هزاره ها

به:

شورای امنیت سازمان ملل متحد،آنتونی ج. بلینکن، وزیر امور خارجه ایالات متحده،

اتحادیه اروپا،

شورای حقوق بشر سازمان ملل،

دادگاه کیفری بین المللی،

وگزارشگر ویژه سازمان ملل در مورد وضعیت حقوق بشر در افغانستان،

ما مظاهره‌‌کنندگان و امضاکنندگان این قطعنامه، عمیق‌ترین نگرانی خود را در رابطه با حملات نسل‌کشی جاری علیه مردم هزاره در افغانستان ابراز می‌کنیم. حملۀ اخیری که مرکز آموزشی کاج را در 30 سپتامبر 2022 مورد هدف قرار داد، حداقل 53 کشته (46 دختر) و بیش از 110 دانش آموز زخمی به جا گذاشت. ما به نمایندگی از همه هزاره‌ها و خانواده های قربانیان:• از شورای امنیت سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا، ایالات متحده آمریکا و همه کشورهای عضو کنوانسیون 1948 که پیشگیری و مجازات جنایت نسل‌کشی، یکی از مسئولیت های آنها می باشد، برای جلوگیری و مجازات عاملین نسل‌کشی، ‌خواهان به رسمیت شناخته شدن نسل کشی مردم هزاره هستیم؛

• از شورای امنیت سازمان ملل خواهان ایجاد یک هیأت حقیقت یاب و مأمور کردن آن برای بررسی جنایات نفرت‌انگیز علیه هزاره‌ها و ارجاع دادن نتایج کار هیأت برای قضاوت بیشتر به دیوان کیفری بین المللی هستیم؛

• از شورای امنیت سازمان ملل، اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکا، خواهان فرستادن ماموریت حافظ صلح در افغانستان برای محافظت از جمعیت‌های آسیب‌پذیر از جمله هزاره‌ها هستیم، زیرا شکستن تعهدات توافقنامه 2020 دوحه توسط طالبان، افراد ملکی را به عنوان یک هدف نرم برای سازمان های تروریستی تبدیل کرده است؛

• با تأکید بر وضعیت بحرانی افغانستان، از سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکا درخواست می‌کنیم تا کمک‌های مالی و پزشکی لازم را برای خانواده‌های قربانیان نسل‌کشی فراهم کنند؛

• از شورای امنیت سازمان ملل، اتحادیه اروپا، ایالات متحده آمریکا و همه کشورهای عضو سازمان ملل متحد می‌خواهیم تا در مورد گروه های مختلف تروریستی در افغانستان تحقیق کنند، و آنها و تامین کنندگان مالی و حامیان شان را بخاطر ارتکاب جنایات بین المللی پاسخگو بسازند؛

• از شورای امنیت سازمان ملل، اتحادیه اروپا، ایالات متحده آمریکا و همه کشورهای عضو سازمان ملل متحد می‌خواهیم تا حق دسترسی همه شهروندان افغانستان، به ویژه دختران و هزاره‌ها را به همه سطوح آموزش و پرورش تأمین نمایند؛

• از سازمان ملل متحد و کشورهای عضو آن می‌خواهیم تا از هزاره‌هایی که از آزار و ستم در افغانستان فرار می‌کنند محافظت کنند و آنها را به افغانستان بازنگردانند؛ و

• ضمن سپاس از کشورهای عضو سازمان ملل، شورای امنیت سازمان ملل، و اتحادیه اروپا برای به رسمیت نشناختن اداره طالبان، ما خواستار اعمال فشارهای بیشتر بر گروه طالبان برای تشکیل یک دولت فراگیر بر اساس ارادۀ آزاد مردم افغانستان، حقوق شهروندی برابر، اصول حکومتداری خوب بین المللی، به شمول حقوق زنان برای تحصیل و تمام خدمات اجتماعی، هستیم.ما به طور خاص از دادگاه کیفری بین المللی (ICC) می‌خواهیم:

• جنایات نسل کشی انجام شده علیه هزاره‌ها را زیر تحقیق و تعقیب قرار دهند، زیرا طالبان بخشی از سازمان‌های تروریستی است و مایل به تحقیق و تعقیب جنایات مقرر در اساسنامه دیوان کیفری بین المللی نیست؛

نسل‌کشی تاریخی امیر عبدالرحمن خان در سال 1893 به رسمیت شناخته شود؛

• روند بررسی جنایات جنگی، جنایات علیه بشریت و نسل‌کشی در افغانستان، از جمله حمله نسل‌کشی به مرکز آموزشی کاج و سایر جنایات علیه جامعه هزاره سرعت بخشیده شود؛ و

• اطمینان حاصل شود که وضعیت مردم هزاره به درستی در نظر گرفته شده و بررسی می‌شود.ما فوراً از سازمان ملل می‌خواهیم:

• خانواده‌های قربانیان و بازماندگان حملات نسل‌کشی زیر پوشش کمک‌های بشردوستانه محافظت گردند؛

• اطمینان حاصل شود که کمک‌های بین المللی ارائه‌شده به افغانستان، به مردم هزاره و دیگر اقوام افغانستان می‌رسد.

پس‌زمینه اجتماعی-تاریخی

از سال 2002 هزاره‌ها شاهد بیش از 300 رویداد نسل‌کشی بوده اند که تاکنون منجر به جان‌باختن هزاران انسان هزاره شده است. ربودن افراد ملکی هزاره و هدف قرار دادن هزاره‌ها از سال 2015 به اینسو به شدت افزایش یافته است. بین سال‌های 2015 تا 2021، در بیش از 75 رویداد جداگانه، منجر به کشته شدن 1473 و زخمی شدن 2015 مرد، زن و کودک هزاره شده است. از سال 2011 به اینسو، حملات بر عبادتگاه‌های هزاره ها نیز به شدت افزایش یافته است، که منجر به کشته شدن بیش از 517 نفر و زخمی شدن بیش از 1035 نمازگزار هزاره شده است. طالبان و دولت اسلامی خراسان مسئولیت بسیاری از این جنایات را بر عهده گرفتند.

هزاره ها از چندین جهت مورد حملات هدفمند قرار می‌گیرند. حملات مسلحانه متعدد کوچی‌های پشتون تنها در سال‌های 2010 و 2011 منجر به کشته شدن 18 نفر و آواره شدن 2588 هزاره، و بی‌جا شدن 24 روستا گردید. از زمان بازگشت طالبان به قدرت در آگست 2021، کوچی‌های پشتون بیشتر به روستاهای مردم هزاره حمله کرده و ساکنان آنها را به زور از خانه‌ها و زمین‌هایشان بیرون می‌کنند.

علاوه بر این، بین سال‌های 1992 تا اواخر سال 2001، هزاره‌ها حداقل شش مورد قتل‌عام را متحمل شدند. بر اساس گزارش دیده بان حقوق بشر، در 8 آگست 1998، نیروهای شبه نظامی طالبان (1996-2001) شهر مزار شریف در شمال غرب افغانستان را تصرف کردند و حدود 2000 غیرنظامی هزاره را کشتند، در حالی که منابع دیگر این تعداد را تا 15000 نفر توصیف می کنند.

تبعیض سیستماتیک علیه مردم هزاره یک سیاست رسمی دولت در طول 50 سال (1928-1978) صلح و ثبات سیاسی بود. تبعیض در موارد گوناگون از حقوق بشر از جمله حقوق سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، و همچنین پذیرش در کادر دانشگاهی، آکادمی نظامی و پُست های دیپلماتیک بر علیه هزاره ها اعمال می‌شد.

ریشه این سیاست تبعیض به نسل‌کشی مردم هزاره توسط امیر عبدالرحمن خان (1801-1901) بر می‌گردد که در تبانی با علمای دینی قندهار هزاره‌های شیعی را علناً کافر اعلام کردند و فتوای جهاد علیه آنها را صادر نمودند. در نتیجه، امیر عبدالرحمان خان ارتش دولتی و اعضای قبیله پشتون را بسیج کرد و در مناطق هزاره نشین بیش از 60 درصد هزاره‌ها را قتل‌عام نمود. بازماندگان این نسل‌کشی به صورت دسته‌جمعی در بازارهای کابل و قندهار به بردگی فروخته شدند.

تا به امروز، نه تنها هیچ یک از جنایات انجام شده علیه هزاره‌ها مورد بررسی قرار نگرفته و عاملان آنها به دست عدالت سپرده نشده اند، بلکه هیچ گامی برای تأمین عدالت و جبران خسارت به قربانیان و بازماندگان این جنایت برداشته نشده است. اکنون که طالبان کنترل کشور را دوباره به دست گرفته اند، هزاره‌ها با خطر حملات بیشتر از پیش، از جمله اخراج اجباری از بخش‌های باقی‌مانده سرزمین هایشان، مواجه هستند. این معافیت از مجازات، تا زمانی که سازمان ملل و دیوان بین‌المللی کیفری به این موضوع رسیدگی نکنند،ادامه جنایات بیشتری را ممکن می‌سازد.

پایان

8 اکتوبر 2022

کنگره ملی هزاره

احزاب سیاسی، و

نهاد های مدنی جامعه هزاره

Publicerat i بیانیه | Lämna en kommentar

Utlåtande av demonstrationen #StopHazaraGenocide

Hazarer har länge varit föremål för oupphörligt systematiskt våld på grund av etnicitet och trosuppfattning. Enligt en nyligen publicerad studie har hazarer i Afghanistan utstått omkring 300 attacker sedan 2002. Dessa attacker, emellertid, har en längre historia. Under det tidigare talibanska styret på 1900-talet var hazarer föremål för åtminstone 9 fall av massakrer. I ett av fallen massmördade talibaner fler än 2000 hazarer i Mazar-i Sharif, något som har dokumenterat av bl.a. Human Rights Watch. Enligt en del andra källor var antal offer i denna massaker över 15 000 personer.

Bild: Mehdi Muhibbi

För mer än ett århundrade tidigare, under 1890-talet, var hazarer föremål för folkmordsaktiga massakrer, storskaligt slaveri och omfattande socio-politiskt förtryck som tvingade dem till tvångsflykt och avfolkning av sina ursprungliga landområden. Talibaner hade hazarer som en särskild måltavla i deras krigföring mot den tidigare presidentiella regimen. Sedan 2015 har Islamiska Staten Khorasan (IS-K) har tagit på sig ansvar för ett antal av riktade attacker mot hazarer. Tills nu har ingen av brotten begångna mot hazarer utretts. Ingen förövare har hållits ansvarig och ingen handling för rättvisa och kompensation till offren och deras efterlevande har vidtagits. Nu, som ett de facto-styre i Afghanistan har talibaner totalt misslyckats i att skydda hazarer.

Talibaner själva är delaktiga i förtrycket mot hazarer genom bland andra tvångsförflyttningar av tusentals hazarer från deras landområden som de innehaft i tiotals generationer runt om landet, inklusive provinserna Daikuni, Helmand, Kabul, Balkh och Oruzgan. Dessa attacker, enligt vår uppfattning, motsvarar folkmordsbrott och uppfyller elementen beskrivna i Artikel II av Genocide Convention av 1948. Dessa har resulterat i att internationella organisationer som US Holocaust Memorial Museum och Genocide Watch att ringa larmklockan om folkmord på hazarer. Medan vi hedrar alla offer för utbrett våld i Afghanistan, från alla etniska grupper, vill vi betona att hazarer är särskilt utsatta då de är föremål för systematiska attacker enbart på grund av etnicitet och trosuppfattning och för att hazarer starkt och öppet följer mänskliga rättigheter, särskilt gällande kvinnors rättigheter, yttrandefrihet och utbildning. Sedan augusti 2021 har folkmordsattacker mot hazarer ökat betydligt i omfattning, med ett framträdande mönster av unga hazarer som måltavlor.

پوستر تظاهرات علیه نسل کشی هزاره ها

Dessa systematiska attacker har gjort det svårt för hazara-folket att överleva, då de attackeras på utbildningsinstitutioner, böneplatser, skolor, sjukhus, idrottsplatser, offentliga sammanslutningar, motorvägar och bröllopshallar. Därför är det vår uppfattning att hazarer är offer för pågående folkmord i Afghanistan. Med kontexten ovan i beaktande efterlyser hazarer runt om i världen omedelbara förebyggande skyddsåtgärder från FN, USA och EU för att säkra skyddet av hazarer mot ett pågående folkmord. Det måste också startas oberoende utredningar, fullt ansvarsutkrävande och ersättningar till offrens familjer. Med fördömande av de kontinuerliga systematiska och medvetna attackerna mot hazarer – framför allt attacken mot Utbildningscentret Kaaj i Kabul den 30 september 2020, som dödade minst 56 och skadade 115, samlas vi idag i solidaritet med hazarer som är föremål för folkmord i Afghanistan. Den nuvarande strömmen av systematiska attacker på hazarer uppfyller alla kriterier av definition av folkmord. Attackerna har varit specifikt riktade mot hazarer runt om i Afghanistan i alla aspekter av deras offentliga liv.

Vi uppmanar:

1. Sveriges regering och riksdag ska ta upp hazarers situation och agera inom ramen för EU och internationella organisationer för att sätta stopp för det pågående folkmordet på hazarer.

2. FN och det breda internationella samfundet måste erkänna grunden till systematiska attacker mot hazarer i Afghanistan. Dessa uppfyller de slutgiltiga elementen i definition av folkmord.

3. FN, Europeiska unionen och USA måste initiera överläggningar med medlemmar av hazara-folket om praktiska åtgärder för att skydda hazarer i Afghanistan, inklusive en internationellt understödd och övervakad skyddsmekanism.

4. Internationella Brottsmålsdomstolen (ICC) måste öppna ärende om illdåd som hazarer möter och måste påbörja utredningar om folkmord och brott mot mänsklighet.

5. Alla flyktingmottagande länder att beakta den intersektionella diskrimineringen och de mångfacetterade grunderna för förföljelse som hazarer möter. Vi kallar på nämnda länder att prioritera hazarer i sina vidarebosättningsplaner på grund av det brådskande och uppriktigt behövda skyddet för hazarer som befinner sig på flyktingläger och som flyr till tredjeländer.

Publicerat i اطلاعیه | Lämna en kommentar

!یاد شهدای مرکز آموزشی کاج گرامی باد

تاریک‌اندیشان و دشمنان علم و آگاهی یک بار دیگر در مرکز آموزشی کاج در غرب کابل فاجعه آفریدند که بدون شک این حمله نیز یکی دیگر از نمونه‌های بارز نسل‌کشی هزاره‌ها است. دانش‌آموزان نوجوان این مرکز آموزشی عضو هیچ گروه و حزبی نبودند که چنین مورد حمله و کشتار قرار گرفتند

به یقین تنها دلیل قربانی‌ شدن آن‌ها تعلق داشتن‌شان به قومیت هزاره و تلاش‌شان برای تحصیل بوده است.اتحادیه‌ی صلصال به همراه جمعی از انجمن‌های حقوق بشری و فعالان فرهنگی تلاش دارد تا برای تاریخ هشتم اکتوبر در استکهلم مجوز تجمعی را گرفته و تظاهراتی را در اعتراض به نسل‌کشی هزاره‌ها برگزار کند و جامعه‌ی ملل را یک بار دیگر در زمینه‌ی به رسمیت شناختن این کشتارهای سیستماتیک و مقابله با آن مورد خطاب قرار بدهد. به یقین که دیگر توان تسلیت گفتن و توان ضجه زدن برای ما نمانده است و باید با عزم راسخ برای به رسمیت شناساندن نسل‌کشی هزاره‌ها همراه دیگر نهادهای فعال تلاش کنیم. کسانی که می خواهند در برگزاری تظاهرات کمک کنند لطفا پیام بدهند

Publicerat i Radio Salsalرادیو صلصال | Lämna en kommentar

کنفرانس مبارزات مدنی زنان افغانستان در دفاع از حقوق بشر و تأمین صلح

برگزاری کنفرانس «مبارزات زنان افغانستان در دفاع از حقوق بشر و تأمین صلح»

ما در این روزها، در آستانه‌ی اولین سالگرد سقوط نظام جمهوریت و روی کارآمدن امارت وحشت طالبانی در افغانستان قرار داریم. نظام جمهوریتی که ثمره‌ی تلاش جامعه‌ی جهانی و ایثارگری ده‌ها هزار نیروی اردوی ملی، پلیس و امینت ملی کشور همراه با حمایت‌های میلیون‌ها زن و مرد بود که صادقانه پای صندوق‌های انتخاباتی می‌آمدند تا تجلی دموکراسی نوپا و مردم‌سالار در افغانستان باشند.

نظامی که دروازه‌های دنیا را بر روی مردم افغانستان گشود و برای‌شان حیثیت و اعتبار آفرید، اما با معامله‌هایی ننگین سقوط کرد. این سقوط با پروژه‌ی صلح کذایی کرزی با برادران ناراضی‌اش آغاز و با امضای توافق‌نامه‌ی ننگین دوحه تکمیل شد و در نهایت فرار ننگین اشرف‌غنی و تیمش آخرین میخ را بر تابوت جمهوریت کوبید.و اما مهم‌ترین نیروی «مدنی» که پس از این اتفاق در شهرها، به خصوص در کابل به دفاع از آرمان‌های دموکراسی و نظام جمهوریت ایستاد و صدای اعتراضش را علیه نظام وحشت طالبانی بلند کرد، «زنان» شجاع کشور بودند. آنان فضای خفقان و ترس از طالب را در کشور شکستاندند و رو در رو با نیروی ستمگر طالب مبارزه کردند.

اتحادیه‌ی صلصال بنا دارد با برگزاری سمیناری با عنوان «مبارزات زنان افغانستان در دفاع از حقوق بشر و تأمین صلح» و با دعوت از شخصیت‌های صاحب‌نظر علمی، فرهنگی و دانشگاهی، این مبارزات قهرمانانه را بررسی کرده و از آن تقدیر و تجلیل به عمل آورد.این سمینار به مناسبت «روز جهانی صلح» در تاریخ ۲ میزان ۱۴۰۱ مطابق با ۲۴ سپتامبر ۲۰۲۲، در شهر اوپسالای سویدن برگزار خواهد شد.

Publicerat i اطلاعیه | Lämna en kommentar

Kvinnor Skapar Historia

Rapport från inledande samordningsmöte för projektet ”Women Making Herstory / Kvinnor Skapar Historia” med Ali Rzai, Zia Ghasemi, Fakhri Barzande och Ashraf Bagheri i Uppsala. Salsal Förbundet Sverige tillsammans med kvinnor med utländsk bakgrund och som har invandrat under de senaste 100 åren till Sverige.

Svårigheterna och utmaningarna med kvinnors integration har ofta inte bearbetats och ganska litet har gjorts. Men många kvinnor har många värdefulla berättelser som kan distribueras till samhället i form av till exempel filmer och böcker.

Det är också Tänkbars att göra en överblick över invandrade kvinnors situation och presentera en bild av deras liv, hur har de bott och levt under åren som de varit bosatta i Sverige. Detta projekt kommer troligen att starta från och med nästa år och på något sätt kommer en typ av kulturell och social infrastruktur att användas med social integration i åtanke.

2022-06-07

Publicerat i SFS Raport گزارشات انجمن | Lämna en kommentar

5:e Salsal Internationella Poesifestival

Litteraturen och kulturen speglar i vilket samhälle som helst dess tillväxt och visar höjden av det samhällets tanke- och fantasisfär.

Salsalförbundet är stolt över att fortsätta sin verksamhet i ”Femte internationella Salsalpoesifestivalen” genom att vara värd för en grupp persisktalande författare och konstnärer från olika europeiska länder samt gästpoeter från Sverige.

Festivalen kommer att hållas i närvaro av festivalgäster och älskare av persisk kultur och litteratur på Reginateatern i Uppsala. Inträdet är öppet för allmänheten och programmet börjar på utsatt tid.

Tid: Lördagen den 11 juni 2022, kl. 13.00 till 17.00

Plats: Reginateatern, Trädgårdsgatan 6, 75309 Uppsala.

Publicerat i اطلاعیه | Lämna en kommentar

پیام تبریکیه‌ی اتحادیه‌ی صلصال به مناسبت برگزاری پنجمین کنگره‌ی شورای جهانی هزاره

پنجمین کنگره‌ی سراسری شورای جهانی هزاره در تاریخ ۲۷ تا ۲۹ ماه می در استکهلم دایر شد و در انتخابات ادوار‌ی هیئت رئیسه‌ی این شورا، در اقدامی کم‌سابقه در تاریخ تشکل‌های سیاسی و اجتماعی افغانستان، رئیس و اکثریت اعضای کادر رهبری شورا از میان بانوان انتخاب شدند.

این اقدام در روزهایی صورت گرفته است که حکومت غیرقانونی طالبان افغانستان را به زندانی بزرگ برای زنان تبدیل نموده‌اند. آن‌ها دروازه‌های مکاتب و دانشگاه‌ها را بر روی دختران بسته‌اند، فشار مضاعف بر زنانِ خبرنگار در رسانه‌ها و زنانِ کارمند در سایر ادارات وضع کرده‌اند و تلاش دارند همه‌ی بانوان را خانه‌نشین سازند.

روزهایی که افغانستان در وضعیت نابه‌سامان سیاسی اجتماعی و فرهنگی به سر می‌برد و گروه طالبان بدون مشروعیت داخلی و پذیرش بین المللی همه روزه با افزایش سخت‌گیری‌های‌شان آزادی‌های مدنی فرهنگی و سیاسی مردم را بدون توجه به خواست دنیا و مردم افغانستان بیشتر و بیشتر سلب می‌کنند.

اقدام شورای جهانی هزاره مبنی بر واگذاری صلاحیت‌ها و اختیارات رهبری این شورا به بانوان، از یک سو جایگاه والای زن را در تاریخ اجتماعی کهن مردم هزاره نشان می‌دهد و از سوی دیگر به دنیا این پیام را می‌رساند که رفتار طالبان با زنان منعکس کننده‌ی فرهنگ اصیل تمام مردم افغانستان نیست.

اگرچه که انتظار از شورای جهانی این بود که در این کنگره به وضعیت کشور و مشکلات مهاجرین هزاره نیز بپردازد و نمایندگانی از هزاره‌های اهل سنت و اسماعیلیه، هزاره‌های کویته و برخی از شخصیت‌ها و فعالان علمی و فرهنگی و سیاسی مستقل هزاره نیز به کنگره دعوت شوند، اما امید است که این موارد در برنامه‌های آینده مورد توجه قرار گیرد.

اتحادیه‌ی صلصال ضمن استقبال از برگزاری پنجمین کنگره‌ی شورای جهانی هزاره و تقدیر از تصمیم شجاعانه‌ی شرکت کنندگان آن در واگذاری مسئولیت رهبری شورا به بانوانی آگاه و تحصیل‌کرده، صمیمانه‌ترین تبریکات و تمنیات خود را با کادر جدید رهبری شورا که قبول مسؤلیت کرده‌اند، تقدیم می‌کند و برای‌شان در جهت خدمت به هموطنان و تحقق آرمان‌های بلندشان آروزی توفیقات مزید دارد.

اتحادیه‌ی صلصال سویدن

۱۰ جوزا ۱۴۰۱ برابر با ۳۱ می ۲۰۲۲

Publicerat i Kultur | Lämna en kommentar

پنجمین جام والیبال صلصال

اتحادیه‌ی صلصال افتخار دارد که با برگزاری پنجمين جام والیبال صلصال در شهر اوپسالا، میزبان تیم های مستعد و بهترین بازیکنان از سرتاسر سویدن باشد. تیم های علاقمندِ شرکت درین تورنمنت می تواند تیم های خود را از طریق ایمیل، مسینجر و شماره های تماس که در پوستر درج است راجستر نمائید

Facebook: Salsal Förbundet Sverige

Email: info@salsal.se

Kontakt:

070-723 57 91
070-437 57 06

Publicerat i Idrott | 1 kommentar