بيو گرافي انجنير اكرم گيزابي

image

SFS Raport

به تاریخ 17 اپریل شام روز جمعه تعدادی زیادی از هموطنان فرهنگی و فرهیختگان از انجمن ها و شهر های مختلف سویدن در استکهلم برای ملاقات و دیدار با ژورنالیست مجرب آقای اکرم گیزابی گردهم آمده بودند. طوریکه خود ایشان بیان کردند متولد چنداول کابل بوده و در کارته سخی بزرگ شده است و گیزابی را بخاطری تخلص میکند که نیاکانش از گیزاب است اما وی هیچگاه منطقه پدری خویش را ندیده است چون عبدالرحمن حاکم خونخوار و مستبد وقت کسانی را از ورای سرحد آوردند و در آنجا ساکن ساخت و زمین های پدری اش غصب گردید.

پدرم نانوایی میکرد من بچه ی یک نانوای هستم و صنف دهم مکتب بودم که پدر ما را ترک کرد و به دیار حق پیوست و آن وقت با تمامی مشکلات که سر راهم قرار داشت سه سال را هم درس خواندم و هم نانوایی میکردم اما ترک تحصیل نکردم، باوجودی که کسانی از دوستان نزدیکم مرا به ترک تحصیل تشویق میکردند و از آنجاییکه آنوقت هیچ رتبه و مقامی به هزاره ها داده نمیشد لذا دوستانم به من بشکل تمسخر آمیز پیشنهاد میکردند که شغلی پدری ات که همان نانوایی است را ادامه بده و اگر زیاد شوی یک سر کاتب و یا زیر کاتب میشوی وزیر و وکیل نه میشوی و نه تو را قبول دارند و هر وقت که یک سر میگفت زیر هم میگفت چون سر کاتب و زیر کاتب. خوشبختانه توانستم بورس بگیرم و سفر خارج بروم و مدت شش سال در لبنان در دانشگاه امریکائی بیروت تحصیل نمودم . بعد از ختم تحصیل برای مدتی در ایران رفتم و در زمینه شرایط مناسب را نیافتم و در سال 1967 در سویدن آمدم و بمدت 6 ماه در لینشوپینگ زندگی کردم و بعد از آن برای عسکری در افغانستان رفتم. یکماه از عسکری ام نگذشته بود که کودتای 7 ثور خلقی ها اتفاق افتاد و از آنجایی که من یک چپی آیده آلیست بودم و جنبش های آزادیخواهی را در تمام دنیا خوانده بودم و با آن آشنایی داشتم و تصور میکردم که بهترین فرصت است که درمبارزه آزادیخواهی شرکت کنم. در جنبش های زیر زمینی کابل دخیل بودم که به قیام بالاحصار انجامید . حادثه بالاحصار از طرف ائتلاف ما راه اندازی شده بود و بعدا اکثر دوستان ما گیر آمدند و زیر شکنجه کشته شدند و چون من در کابل نبودم لذا زنده ماندم و چون وضعیت اختناق شدید در افغانستان حاکم بود لذا رفتم به کویته پاکستان. در آنجا یک اتحادیه به همکاری تنظیم نسل نو هزاره مغل ایجاد شده بود و آقای مقصودی سرپرست آن بود و من بعنوان معاون سیاسی مقصودی فعالیت میکردم که یک بار منحیث نماینده مقاومت در ناروی، سویدن و جرمنی آمدم. من در جبهات بودم نه بعنوان یک نظامی بلکه کار های تبلیغاتی و فرهنگی میکردم. در کویته همیشه می نوشتم و ترجمه میکردم و درین وقت بخش دری و پشتوی صدای آمریکا نو تشکیل شده بود و آنها از من خواست که بعنوان خبرنگار محلی همرای شان کار کنم و از همین طریق امرار حیات نیز میکردم و بمدت سه سال در کویته همرای شان کار کردم و وقتی که در صدای آمریکا کار میکردم در تنظیم و اتحادیه نیز فعالیت داشتم که بعدا اتحادیه به انشعاب کشانده شد. در کویته هم هر روز زمینه برایم تنگ تر میشد و تهدید میشدم و پاکستانی ها همیشه ما را تحت فشار قرار میداد چون در پاکستان برای اشخاص وطن دوست که مستقلانه برای افغانستان کار میکردند زمینه ی وجود نداشت. پاکستان همیشه می خواست از آنها دستور گرفته شود و طبق میل شان عمل شود و برای مدتی بندی شدم و تحت تعقیب آی اس آی هم بودم و وقتی از زندان رها شدم صدای آمریکا در سال 1985 از من در خواست کرد که بروم واشنگتن و تا بحال در واشنگتن زندگی میکنم. و وقتی در صدای آمریکا کار میکردم میخواستم ازین طریق صدای هزاره ها را بازتاب بدهم و هزاره ی نیست که سرش به تن اش بیارزد و من همرایش مصاحبه نکرده باشم و اولین بار از مردم هزاره همرای آقای کریم خلیلی که تهران بود مصاحبه نمودم و چند بار با استاد مزاری شهید مصاحبه کردم. آقای گیزابی یکی از روشنفکران جامعه افغانستان و بخصوص هزاره است و از اوایل شکل گیری حکومت خلقی ها تا بحال همیشه در عرصه های سیاسی و فرهنگی شجاعانه قدم و قلم زده است و ایشان به این باور است که خلاء سیاسی را باید روشنفکران هزاره پر کند و بجای رهبران سنتی باید از متفکرین نوین حمایت شود چون آنها با فکر مدرن مسلح هستند. آقای گیزابی با چند تن از شخصیت های برجسته هزاره حزب نما را تشکیل داده بود که با با تصویب قانون جدید احزاب لغو گردید. هدف نما بارور نمودن جوانان و وارد نمودن آنها در قدرت سیاسی افغانستان بود. وی بیان داشت که روشنفکران هزاره در لاک خود فرورفته و باید ازین پوسته بیرون بیایند و حرف های خود را با کسانی مطرح کنند که در تعیین سرنوشت افغانستان سهم دارند پس باید به زبان های خارجی بنویسیم و صحبت کنیم و تنها به دری و فارسی بسنده نکنیم. در آخرجلسه پرسش و پاسخ بود که فرهنگیان از وی سوالاتی را مطرح نمودند و وی نیز با حوصله مندی تمام به سوالات پاسخ های منطقی و قانع کننده ارایه کرد. و همچنین رادیو صلصال از ایشان گزارش هم تهیه نمود که در صفحه انجمن صلصال با شما شریک خواهیم ساخت.

Det här inlägget postades i Radio Salsalرادیو صلصال. Bokmärk permalänken.

En kommentar till بيو گرافي انجنير اكرم گيزابي

  1. abolafazl skriver:

    هزاره ای نیست که سرش به تنش بیارزد و من همرایش مصاحبه نکرده باشم
    احتمالا ایشان دچار خود برتربینی مزمن هستند
    روشنفکر

Kommentera

E-postadressen publiceras inte. Obligatoriska fält är märkta *