ماهیت انجمن

بسم الله الرحمن الرحیم

ماهیت انجمن

درود به شما فرهیخته گان واندیشمندان گرامی

دراینجا میخواهم اندکی بر واژه انجمن غور نموده وحد اقل یکمقدار آگاهی و آشنایی از واژه وکلمه انجمن از عینیت و ما هیت انجمن داشته باشیم که انجمن در ذات خود چیست؟

اگر چه در مورد انجمن تعاریف متعددی مطرح گردیده

بدین ملحوظ= الف =یکعده انجمن را نوع گرد همایی دوستانه که برای نتیجه گیری در یک موضوع یا مبحث خاص بطور خلاصه یا تحلیلی به مباحثه پرداخته که اکثرا اینگونه جلسات بشکل سوال و جواب داِئر میگردد.

ب= انجمن مجمع و مجلس را افاده میکند که افراد به کمک یکدیگر و به اشتراک گذاشتن مطالب مفید ونص تبادل نظر نموده تا بدرجه مطلوب برسند.

پ= انجمن یعنی افکار روشنگرانه خود در اختیار دیگران قرار داده و کسب اطلاعات و آگاهی از دیگران.

ت= انجمن یک محیط و فضای علمی وبنیاد کمیسیون ها و در نتیجه ایجاد زمینه برای رفع اشکالات درجامعه و محیط های فرهنگی و…

تعاریف و مباحث در راستای انجمن زیاد است و ما از ذکر آن طفره روی میکنیم

وقتیکه این همه موضوعات وکلمه های زنجیره ومسلسل از نوک قلم میچکد عاری از برداشت ما نخواهد بود پس باید با متن و جملات مسولانه در ورطه عمل کمرهمت را بسته و با توجه از برداشت وظرفیت شخصی خود نسبت به قضایا و مفاهیم کنجکاو باشیم تا خلوص ونیت مفاهیم را تا عمق آن ریشه یابی نموده ذات وولد معانی جملات را درک کرده  و از کلمات در عرصه زندگی استفاده نمایم.

لذا بعد از جمعبندی و نتیجه گیری از واژه انجمن باید محیط و فضای عملی آنرا در نظر گرفته و طبق احتیاج و ضرورت خود بر انجمن معنی بحشیده وآنرا در زندگی اجتماعی خود عرضه نمایم. چون ما انسانها هستیم که واقعات ورخداد ها را تفسیر مینمائم. مهم این است که ما بعد از واقعه کیفیت آنرا از منظر نقاد – ذمیم وبدیمن چگونه بیان میداریم که معمولا عوام هم با گفته های ما باورمند میشود. با تفسیر خود مردم را به راه راست هدایت میکنیم یا آنها را در کشتی شکسته شک و تردید قرارمیدهیم ؟ بناِء باید زاویه دید وجنبه تفسیر ما شکل نماد و یک ارزش را در خود حل کند. چون ما خود مفسر رویداد ها هستیم پس نسبت به انجمن هم مفسران نیکویی باشیم ودر مجموع اگر شکل کهربا را بخود بگیریم باید نکات مثبت وآموزنده را جذب نمایم.افکار زائده وخوپله را ازخود دفع نمائم.بعد ازینکه ما انجمن و ماهیت آنرا درک کردیم توام با ضرورت و نقاط ضعف جامعه انجمن تاسیس کرده ومشروط بر اینکه در مغایرت با قوانین کشور میزبان قرار نداشته باشد.انجمن مانند بحر عظیم است و یا هم درختی هست که ثمر آن سر رسیده واندیشه وانگیزه آگاه میخواهد که از آن ملتفت وبهره گیرد. یک انجمن میتواند در عرصه های مختلف مانند انجمن سیاسی انجمن فرهنگی انجمن اقتصاد ومدیریت انجمن پژوهشی و تحقیقی فعالیت خود را شروع نماید.طوریکه که قبلا متذکر گردیدم فعالیت های ما شرایط ومقطع زندگی ما را نباید نفی کند که اجتماع و جامعه ما به کدام مورد نیاز مبرم بیشتر دارد تا مردم و جوانان در تمامی عرصه رشد وتکامل چشمگیر نماید.اگر از روزنه ترقی نسبت به کمبودیهای جامعه به دقت بنگریم همین انجمن و مجمع کوچک را میتوان اساس و بنیاد برای پیشرفت و انکشاف در نظر بگریم و کاملا روشن است که برخی از اکتشافات از انجمن ها نشاط می گیرد و نباید نوع وطرز فعالیت یک انجمن محدود ومحسور گردد بلکه باید اهداف کوتاه مدت ودراز مدت داشته باشد و باید سعی و تلاش های شبانه روزی صورت گیرد تا جنبه فعالیت انجمن گسترش پیدا کرده وبه اهداف انجمن وخواسته های خویش نائل آیند.

دراینجا میخواهم از انجمن بعنوان یک محراق ومحور برای همبستگی یاد نمایم.

البته نباید فراموش کنیم که نکته اصولی و اساسی اینجاست که نقاهت ما از انجمن چیست؟ وبعید نمیدانم که اذهان وافکار عوام راجع به مسائل معنوی عکس العمل وواکنش نشان ندهد.بعضی موقع در بعضی اذهان سوال خلق میگردد که انجمن برما چه میکند و مسول چه کارهاست؟ بار دیگر یاد آور میشوم تفسیر ما چیست از انجمن چگونه استفاده نمائم؟

1 آیا از انجمن بعنوان یک آله ووسیله  مدغم و محل نشیم استفاده مینمایم که به بهانه انجمن خود را در کنار هم احساس کنیم؟

2 آیا بخاطر حفظ کلتور وعنعنه خود به انجمن نیاز پیدا میکنیم تا نسل آینده ما با فرهنگ-تاریخ- زبان وذلاقت کودکان که بدور از دیار مادری بدنیا می آید وآنها را با حس وطندوستی بیشترآشنا سازیم؟

3 آیا بعنوان یک مجمع آموزشی و کانون علمی برای تکامل و یاد گیری اطفال ونوجوانان انجمن تاسیس میگردد؟

4 آیا بخاطرورزش وصحتمندی جوانان کوشش میکنید تا امکانات و صالون های ورزشی در اختیار شان قرار بدهید؟

بنظر من یک انجمن باید به مثابه یک جامعه متمدن ابراز وجود نماید.از دیدگاه علمی مراکز های آموزشی واکادمیک برای بالا بردن سطح استعداد و قدرت فکر محصلین ودانشجویان مهیا گردد. تا زمینه بروزآیده های جوانان وکل جامعه فراهم شده تا شیوه فکر خود را آزادانه مطرح نماید.از نظر فرهنگی با گام های استوارمدافع گنجینه های ملی خود باشیم.از دیدگاه بعضی از جامعه شناسان فرهنگ ما هویت ماست وفرهنگ با محیط کلمات نا گسستنی هستند ومنفصل نمودن آن نا ممکن است وانسان در هر محیط وفرهنگ ساز گاری پیدا میکند. وانسان همیشه تابع محیط است در سردی-گرمی-کوه –صحرا ودرجنگل اغلب هراس رخ میدهد و هرآن متوجه حمله دشمن است وبطور خلص میتوان گفت با گردش زمان وطبیعت انسان هم ازین امرمستثنی نیست. طبیعت دریک فصل فضای زندگی انسان را معطر وعطرآگین میکند ودر فصل دیگراین کره خاکی را مملوازثمر نباتات در دشت ودمن زیبا ترین گلها وسبزه ها را شاهد هستیم.این بارطبیعت تغیر میکند شوق ونغمه سرایی از بلبل و پرندگان کاسته شده وتمام موجودات از منظره اطراف خود آشفته ومتاثر میگردد زیبایی های اکناف خوردا از دست داده وبا خار های تیز وبران روبرو هست ودر فصل سفید(زمستان)جنبش زنده جانها بطی تر میگردد.شاید در ذهن تان سوال خطور کند که انجمن را چه کار به زیبایی های بهاری ونا خوشی های خزانی؟ پدیده بنام طبیعت پر محتوا ترین مثال در افکارم مجسم شد چون هر آنچه را در دورو برخود میبینیم مربوط به طبیعت وابداع بشر هست پس باید از خصایص ودستاورد های مفید وحیاتی آن در سیر زندگی خود استفاده نمائم.طوریکه مشهود هستیم آدمیزاد در خیلی از مواقع درگذر تاریخ به بهترین دستاورد ها پیروز میگردد وهمواره اختراع وابتکار از او سرمیزند.بلی اعمال وکارکرد های هر شخص درگرو افکار واندیشه اوست.

بیرون ز تونیست هر آنچه در عالم است- از خود بطلب هرآنچه که خواهی تویی

اگرازدید روشنگری وبا چشمان حقیقت بخود نگاه کنیم خود را درک میکنیم و میفهمیم که انگیزه و شخصیت ماست که ما را به عملکرد ها وادار میسازد و کار دشواری نیست که هر فرد بطور دلخواه دوره خطیر شخصیت سازی(خویشتن سازی) خود رابصورت بسیارراحت به اتمام رساند.وکاملا واضح است که هر فرد بر مبنای حریت وآزادی خود مرتکب عملی میشود. خواه انسان خردمندوعاقل باشد خواه خوپله باشد.اینجاست که باید بعنوان یکی از الگو های زندگی زیبایی ها وزشتی های طبیعت را نماد شخصیت وخود را صاحب اختیارقرار داده واز دوگزینه انسان عاقل-فرهیخته-همه پسند-بصیرت ودانایی در وجودت موج میزند یا گزینه دوم زشتی-پلیدی-حقیر وذلیل بودن وجهالت را میپسندی که به مجرد روبرو شدن با کسی حالش به هم بخورد.درموقع تصادم به عملی کافیست دو بال یک انسان فرزانه(شعور ووجدان) که فطرت انسان است را دردفتر تصمیم گیری ومدیریت به مراجعه رهنمایی نماییم بعد از اندک تاملی به تصمیم کلی خواهید رسید.شخصیکه برنفس اماره -هوس وهواجس های نفسانی خود پیروز گردد درواقع شخصیت عالی انسانی را از آن خود کرده وحاضر نیست وجود معنوی خویش رابه هیچ قیمتی مبادله کند چون او خون دل خورده این مقام ومنزلت بزرگ را بدست اورده. انسان شدن وانسان بودن واقعا دشوار است.حالا نوبت به مسولیت انسانی این گروه گردیده که دیگران را از باتلاق ظلمت نجات دهد و جامعه بتواند از او به عنوان یک الگو و نماد در زندگی روزمره ومتمدن ساختن جامعه استفاده نماید چون یاد گیری درهرشخص تا زمان مرگ وی را همراهی میکند وشخص همواره درحال تکامل است.وهمه این مطالب رامیتوان از واژه کوچک بنام انجمن مستفید گردید در صورتیکه از نکته وپدیده طبق مفهوم اش استفاده نماییم. وما هستیم که برانجمن طعم وذایقه میبخشیم وبر انجمن بحیث یک کانون خودسازی احترام قائل باشیم.درواقعیت انجمن فقط یک کلمه ویا یک وسیله است آنهم وسیله معنوی که وجود ظاهری ندارد بشکل تخیلی دراذهان ما شکل میگیرد. اما فاعل وکننده اصلی عملکرد ها ما انسانها هستیم که انجمن را معنی میکنیم وانجمن را محور ومظهر تمام خوبی ها ومحل پرورش شخصیت های خلاق با اندیشه های انسان دوستی وبشر دوستی دارای کادر های علمی میپنداریم. واز عقل سلیم خود استفاده نموده بر جامعه اثر میگذاریم.و رسم ورواج ها را مدرن تر ساخته ورخت عنعنه های قدیمی را برچیده وبر عکس بسوی متمدن شدن اجتماع گام های جدید واستواررا برمیداریم. ووضعیت جامعه هم خارج انعکاس افکار و طرز فکری ما نیست هر آنچه نا هنجاریهای جامعه را پدیدار میکند بازتاب اندیشه ومفکوره ماست.ما باید خود را قهرمان زندگی ومدافع جامعه احساس کنیم وگرنه جمود وظلمت بر افکارواذهان عامه حمله ور شده نگاه ها و انگیزه های شان را تسخیر نموده وبمرور زمان کل جامعه رابسوی تاریکی و خفقان سوق خواهد داد. پس متوجه افکار خود باشیم فاتحه مختومه دغدغه ها اجتماعی را خوانده ودر آموزش وفراگیری علم- نفیرتحصیل آینده درخشان را سر دهیم…

ومن الله التوفیق

Kommentera

E-postadressen publiceras inte. Obligatoriska fält är märkta *